یک عاشقانه ی ساده
با لهجهی شیرین نداشتهام
به سرزمینی بینام که تنها ساکنش هستم
میخوانمت!
در روزهایی که تاریخ به خاطر ندارد
به خانهای که در سراب ساختهام
میخوانمت!
با درختهای کهن هنوز کاغذ نشده
برای تقویم همیشهی نیامده
میخوانمت!
میخواهمت!
23/9/90
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۲۶ ساعت ۶:۱۵ ب.ظ توسط امید
|