دلشوره
میان دلشورهی پاییز
جایی نزدیک پرچین اندوه
ایستادهام
با ضربان تند باران
چیزی مثل یک شعر پست مدرن
شبیه فیلمهای هنری با سرانجام نامعلوم
احساس هراس از جادههای بیمقصد، سردرگم
خوابهایی با کاتهای پی در پی
با تفاسیری از فروید یا شاید یونگ
هرچه که هست
باید اعتراف کنم
عبور از گردنهی عشق برای من
تنها با دود اسفند ممکن میشود.