همه‌ي خواب‌هايم را دويده‌ام

هميشه هم دير رسيده‌ام

هم‌كلاسي‌هايم خيره

معلم‌هايم خط‌ ‌كش به دست

گاه براي كلاس‌هاي متروك گريسته‌ام.

در همه‌ي خواب‌هايم ترسيده‌ام

هميشه كسي پشت پنجره

كنج خانه

سرك كشیده

تا به يك قدمي‌ام رسيده

از خواب پريده‌ام.

در همه‌ي خواب‌هايم كسي حرفي نزده است

صامت و سياه و سفيد

مثل فيلم‌هاي كلاسيك

يا داستا‌ن‌هاي گوتيك.