سَدّ ِ یأجوج ِ تاتار گشاده‌گشت، و اسکندر نی. درِ خیبرِ کفار بسته شد، و حیدر نی. روباه بیشه­ی شیر گرفت، و شیرِ عَرین نی. دیو بر تخت سلیمان نشست، و انگشترین نی.

نفثه‌المصدور، شهاب‌الدین محمد خرندزی زیدری نسوی، چ دوم 1385

 

پ. ن: کاش کسی به این برادران نیروی انتظامی می‌گفت؛ لازم نیست این همه هزینه‌کنند و آبروی خودشان را ببرند. نمی­دانم دقیقاً چند سال، ولی حدوداً سی - چهل سالی می­شود که هرچه فیلم دزد و پلیسی می­بینیم؛ آقایان و گاهی هم خانم­های پلیس از گوشی­های ویژه­ای جهت ارتباط با هم استفاده می­کنند. دیگر دوران استفاده از این بیسیم­های سه متری! که تا هفده کیلومتر! آن طرف تر هم سر و صدایش به گوش می­رسد؛ گذشته‌است. این گوشی­ها هم سرعت عملیات را بالا می­برد و هم از لو رفتن احتمالی عملیات جلوگیری می­کند. این شب­ها شبکه­ی یک سریال دیوار را به کارگردانی سیروس مقدم پخش می­کند. کاش این دوستان به جای این دوربین روی دست روی اعصاب و جابه‌جایی­های "بی‌خود و بی‌جهت" آن، پیش از ساخت سریالشان کمی فیلم پلیسی می­دیدند؛ تا این همه شجاعت و هوشمندی مأموران نیروی انتظامی را زیر سوال نبرند.