سمفونی زاینده رود خاموش
هنگامی که با برخی متون کهن ادبیات خودمان مواجه میشویم؛ درمییابیم که چیز چندان زیادی از نویسنده و شاعر آن متن نمیدانیم. فقط
مقداری داستان افسانهگون از آن متن و صاحب آن متن به ما رسیده که معمولا
از همان در مقدمه کتاب مورد نظر استفاده میکنیم، البته گاهی هم این
حکایتهای افسانهای با گذشت زمان رنگ قطعیت به خود میگیرد و یکی از ارکان
قضاوت ما در مورد آن اثر و البته صاحبش میشود. در طول تاریخ ادبیاتمان
یاد نگرفتهایم با اثر فارغ از نویسنده آن برخورد کنیم و همین موضوع هم
شاید باعث پیدایش افسانههایی در مورد ادبای ما شده باشد. به هر حال جایی
که اطلاعات تاریخی از صاحب اثر نداریم، به خود متن میپردازیم و سعی
میکنیم مثلا از درون گلستان سعدی بفهمیم سعدی کی به دنیا آمده و چگونه
کودکی را سپری کرده و بر چه مذهب بوده و کی همسر انتخاب کرده و به کجاها
سفر کرده و بسیاری دیگر از خصوصیات زندگی شخصی سعدی. حال اینکه این اطلاعات
مکشوف تا چه میزان سندیت دارد؛ نمیدانم، ولی این کاری معمول در حوزه
ادبپژوهی است.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ساعت ۱۱:۶ ق.ظ توسط امید
|