من هرگز شب از روی پل نمی گذرم.این نتیجه ی عهدی ست که با خود بسته ام.آخر فکرش را بکنید که کسی خودش را در آب بیندازد.آنوقت از دوحال خارج نیست:یا شما برای نجاتش خود را به آب می افکنید ودر فصل سرما به عواقب بسیار سخت دچار می شوید! یا او را به حال خود وا می گذارید، وشیرجه های نرفته گاهی کوفتگیهای عجیبی به جا می گذارد.

 

سقوط، آلبر کامو، ترجمه:شورانگیز فرخ، نشر نیلوفر