ایمان
"ابراهیم هفتاد سال در انتظار پسرش زندگی کرد، وسفر پر اضطرابش به سوی کوه موریه که باید او را در آنجا قربانی میکرد سه روز به درازا کشید. و کیر کگور در تمام زندگی، در تماس با عهد شکسته و عشق ماندگارش ایمان و عشقش را آزمایش کرد. زمانی که در اینجا از آن سخن میگوییم بر ساخته از کوششهای بی وقفه است و پیوستگیاش ساخته شده از تنشهای نا پیوسته؛ ابراهیم بی وقفه مراقب و گوش به زنگ است. به علاوه این یک زمان پر کشمکش و دیالکتیکی است که در آن فقط با اضطراب به آرامش میرسند.«تنها آن کس که به دوزخ میرود اوریدیس را باز مییابد؛ تنها آن کس که کارد بر میکشد اسحاق را به دست میآورد.» و چه اضطرابی در تمام این مدت!
"مقدمه ژان وال بر ترس و لرز کیر کگور"
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۶ ساعت ۹:۴۰ ق.ظ توسط امید
|